-

هیتر هویه درجه یک مگاتک 952 بزودی …
مدل : MEGATEK MP-952D Plus نوع دستگاه : ایستگاه تعمیراتی دوکاره (هیتر هوای گرم و هویه لحیمکاری دیجیتال) نمایشگر :…
Search
Archive
Pages
- سبد خرید
- حساب کاربری من
- پرداخت
- درباره ما : در سال 1402 در هنرستان فنی حرفه ای یکی از هنرجویان به اسم اقای اسفندیاری یک ایده ناب به ذهنش رسید … اینم اینکه چرا باید برای خرید لوازمی که میتوان آن ها را خودمان بسازیم با قیمت بهتر برویم از اینترنت با قیمت گزاف و کیفیت پایین لوازم خود را بخریم؟ اینجا بود که این فرد به فکر ساخت اولین محصول خود شد او بهترین گزینه را ساخت یک پروگرامر همه کاره دید که بتواند باتوجه به تکالیف کد نویسی ای که استاد وی به او میداد بتواند فایل های هگز را بر روی ایسی خود که از سری اتمل اتمگا 32 بود بریزد … البته که این ایده جدید نبود و این ایده در اصل به دهه 80 میلادی برمیگشت اما چون نسخه های بازاری این دستگاه در فروشگاها قیمت بسیار گرانی داشتند و خیلی از انها زیاد با کیفت نبودند و بدتر از همه اینکه این پروگرامر های بازاری خیلی دیر بدست مشتریان میرسید … “که این برای هنرجویانی که باید تکالیف خود را روی برد برد ببندند و در زمان مقرر شده کوتاهی مثلا یکروزه به استاد تحویل دهند “اصلا خوب نبود… اوبرای همین دلایل با دوستان خود همراه شد و اولین محصول خود را عرضه کرد البته بین دوستان و اشنایان هنرستانی اش … ابتدا فروش این محصول اصلا زیاد نبود اما به لطف خدا استاد به هنرجویان یک مشق بسیار سنگین برنامه نویسی داد که باید ان را سه روز بعد روی برد برد اماده تحویل میدادند… خوب همکلاسی های اقای اسفندیاری چاره ای نداشتند جز خرید حضوری … اقای اسفندیاری که حسابی خود را در ان هنرستان تبلیغ کرده بود اینجا قضیه به نفعش شد . خیلی از بچه های همکلاسی او به او مراجعه کردند برای خرید این محصول و بالاخره اقای اسفندیاری داستان ما موفق به فروش 21 عدد پرورامر شد او حتی پس از تقسیم مبلغ بین همکاران خود پول بسیار زیادی را به جیب زد ; که برای یک نوجوان واقعا زیاد بود … ابتدا اقای اسفندیاری میخواست با این پول به خوش گذرانی بپردازد مثلا برای خود خوراکی بخرد یا یک کنسول بازی ارزان اما به لطف خدا پدر و مادر او , آقای اسفندیاری ما را راهنمایی کردند که بجای این کار ها برو و برای خودت لوازم کار بخر … همین طور هم شد آقای اسفندیاری ما رفت برای خود چند حلقه از بهترین سیم لحیم های موجود در بازار را برای خود خرید و وسایل مانند مولتی متر و … خود را نو سازی کرد , اما هنوز پول بسیار زیادی باقی مانده بود ! او رفت برای خرید یک دستگاهی که بتواند او را در انجام پروژه هایش یاری کند ; اقای اسفندیاری قصه ما هر طور حساب کرد دید که الی و به الله نیاز به منع تغذیه دارد که بتواند به او در روشن کردن ماژول ها و ایسی هایش کمک کند … او رفت برای خرید اما نمونه های بازاری دستگاه منبع تغذیه قیمتی بسیار بیشتر از حد انتظار او داشتند و از همه بدتر , اگر لازم میشد تا این دستگاه غول پیکر و سنگین را با خود به هنرستان ببرد چه ؟ و اینجا بود که این ایده طلایی به ذهنش آمد!!! ساخت منبع تغذیه متغیر قابل حمل سبک با ماژول های دم دستی مثل کاهنده 3 امپری و نمایشگر ولتاژ و یه جعبه پلاستیکی خام که با برش بتوان این ها را در ان جا داد!!! خوب او مانند محصول قبلی این دستگاه را نیز بین همکلاسی های خود تبلیغ کرد و بازهم موفق به فروش تعداد خوبی از آنها شد و بازهم پول حسابی🤞 … خوب او بازهم خود را با اینهمه پول دید که حتی نمدانست باید چطوری آنها را مدیریت کند… پس آقای اسفندیاری ما تصمیم گرفت که بیاید و با استاد مورد اعتماد خودش این بحث را در میان بگذارد … استاد او پس از اینکه به قضیه پی برد پیشنهاد تاسیس یک آنلاین شاپ را به آقای اسفندیاری ما داد … آقای اسفندیاری حسابی از این ایده خوشش اومد پس رف تو کار تاسیس یک آنلاین شاپ …… او اول رفت سراغ دیوار , مکان بدی برای شروع نبود اما بعد از گذشت فقط یک روز صدها مزاحم تلفنی بی ادب مزاحم کار او و تحیل او میشدند و خلاصه بیشتر فقط مشتریان دیوار یک مزاحمان بی ادب بنظر میرسیدند … پس او از کار در دیوار بشدت نارحت شد و رفت دنبال برنامه ای مشابه که دقیقا عیت دیوار بنظر میرسید و از همه بهتر مشتریان اجازه نداشتند با فروشندان تماس تلفنی بگیرند و یا حتی شماره یا ایملی از فروشنده داشته باشد … از لحاظ کم شدن مزاحمان این برنامه جادویی بود امایک نکته ی جالب این برنامه قسمت پرداخت امنش بود طوری که تا وقتی فروشنده کالای خود را ارسال نکرده و مورد رضایت خریدار قرار نگرفته بود پولی به فروشنده داده نمیشد … آقای اسفندیاری ما ابتدا این موضوع را نمیدانست و بدلیل اینکه در تسویه مبلغ کالا با او تاخیری تقریبا 7 روزه وجود داشت میخواست تا از ایسام هم مهاجرت کند که با خود گفت بگذار در این باره بازهم از استادم کمک بخواهم … استاد آقای اسفندیاری ما به او گوشزد کرد که اتفاقا این یک مزیت است و اگر مثلا در دیوار بجای یک روز چند ماه کار میکردی خود را بدلیل بدعهدی برخی مشتریان در بی پولی میدیدی … اینونه شد که آقای اسفندیاری ما قبئلدار شد که در ایسام فعالیت خود را ادامه دهد ; او کالا های خود را اعم از پروگرامر و منبع تغذیه را در ایسام آگهی کرد و بعد از یک مدت کالاهای او فروش خوبی را تجربه کردند… او تا یکسال به این کار ادامه داد تا اینکه به این فکر رسید در پلتفرم مشابه ایسام نیز شعبه تاسیس کند تا فروش بیشتری را تجربه کند. خوب کجا بهتر از باسلام؟ آقای اسفندیاری ما ابتدا شرایط باسلام را برسی کرد و متوجه شد این اپلیکیشن داخل خود اقشار مختلف تری از مردم را دارد … پس به فکر این افتاد تا فقط سازنده کالا های تخصصی نباشد و کمی کالا هایی مخصوص مصارف عمومی بسازد ; از پدر خود که مشورت گرفت به پیشنهاد ساخ آمپلی فایر را داد , چیزی که آقای اسفندیاری ما میتوانست راحت تر آن را بسازد. پس محصول سوم خودش را نیز عرضه کرد … تمام این اتفاقات هین جور ادامه دارند و تمامی محصولات الان ما از همین الگو به تولید رسیدند و الان آن ها را دارید در این سایت میبینید…

